و بعد هیچ کس خبر نمی دهد. نه او، نه تو.
فرقی نمی کند مشتری تازه با تو آشنا شده یا قبلا از تو خرید کرده. در هر صورت پیشینو به تو می گوید چه کسی را، چه زمانی و چطوری پیگیری کنی تا برای اولین بار خرید کند یا دوباره خرید کند. بدون نیاز به آموزش و تنظیمات.
و بعد هیچ کس خبر نمی دهد. نه او، نه تو.
آن مشتری نرفته بود. فقط یادت رفت دو روز بعد زنگ بزنی. همان مشتری قدیمی که شش ماه است سراغش نرفته ای هم همین طور. این پول ها بی صدا از دست می روند و هیچ وقت عددشان را نمی بینی.
هیچ ستونی نداری که پر کنی، هیچ مرحله ای نداری که جابه جا کنی.
یکی یکی، یا کل لیستت را یکجا بچسبان، یا فایل اکسلت را بده. هر جور نوشته باشی، خودش می فهمد.
پیشینو هر بار فقط یک نفر را نشانت می دهد. بعد از تماس، نتیجه را با یک لمس ثبت کن.
خودش تصمیم می گیرد کی دوباره سراغ این آدم بروی و آن روز جلوی چشمت می گذاردش.
اینها آن چیزهایی است که تفاوت بین یک دفترچه و یک شریک را می سازد.
دفترچه بعد از فروش می بندد. پیشینو چند ماه بعد خودش همان آدم را دوباره جلویت می گذارد، با یک جمله که از روی تاریخچه خود او نوشته شده، نه یک متن ثابت برای همه.
قبل از هر تماس، می بینی آخرین بار چه گفت و چند بار جواب نداده. حتی اگر هیچ وقت یادداشت ننویسی، پیشینو از روی خود تماس ها این را می سازد.
اگر گفت «پنجشنبه زنگ بزن»، همان را ثبت می کنی و پیشینو کوتاه می آید. فقط اگر آن تاخیر برای یک مشتری گرم خطرناک باشد، آرام بهت می گوید.
به جای نمودار، یک جمله: کدام مشتری ها بیش از یک هفته رها شده اند و اول سراغ کدامشان بروی.
گرفتن مشتری تازه چند برابر گران تر از فروختن دوباره به کسی است که قبلا از تو خریده. ولی تقریبا هیچ کس این کار را نمی کند، چون یادش می رود. پیشینو یادش می ماند.
هر مشتری خودکار در یکی از شش دسته می نشیند: تازه، خریدار اول، در حال وفادار شدن، وفادار، در معرض ریزش، از دست رفته. این دسته بندی را تو انجام نمی دهی.
اینکه «دیر شده» یعنی چه، برای هر کسب وکاری فرق دارد. پیشینو از روی فاصله خریدهای واقعی مشتری های تو حساب می کند، نه از روی یک عدد ثابت.
هشت اتوماسیون آماده: تشکر بعد از خرید، پیشنهاد خرید دوم، یادآوری تمام شدن، زنجیره بازگشت، باشگاه مشتریان، معرفی به دوستان، تولد و مناسبت، و نظرسنجی.
همه پیام ها به صورت پیش فرض پیش نویس هستند. هر اتوماسیون سه حالت دارد: خودکار کامل، پیش نویس با تایید تو، یا خاموش، و هیچ کدام از روز اول خودکار نیست. خودکار کردن یک تصمیم جداگانه است که خودت باید با یک تایید صریح بگیری، و همان موقع هم می گوییم دقیقا چه چیزی عوض می شود.
درصد و عدد اختراعی نمی دهد. می گوید «خطرش زیاد است» و کنارش می نویسد چرا: چند روز از خریدش گذشته و این چند برابر فاصله معمول خود اوست. اگر داده کافی نباشد، همان را می گوید و حدس نمی زند.
از روی فاصله خریدهای خود همان مشتری. و صادقانه می گوید چقدر به حدسش مطمئن است، چون یک تخمین بی اطمینان بدتر از نداشتن تخمین است.
سقف پیام هفتگی، ساعت سکوت شبانه، و اینکه هر کس یک بار بگوید پیام نمی خواهم، دیگر هیچ وقت پیامی نمی گیرد. حتی اگر خودت دستی بفرستی.
برای هر اتوماسیون می گوید چند پیام رفت، چند نفر بعدش خرید کردند و چقدر فروش شد. پس می فهمی کدامش ارزش دارد و کدام نه.
کسی که در دایرکت قیمت پرسیده و بعد ساکت شده، دقیقا همان کسی است که در تلفن «فکرهایم را می کنم» گفته. فرقشان فقط این است که شماره ندارد.
در اینستاگرام روی پروفایل طرف دکمه اشتراک گذاری را بزن و پیشینو را انتخاب کن. نام کاربری اش خودش پر می شود و فقط می ماند بنویسی چه می خواست.
برای کسی که شماره ندارد، پیشینو نمی گوید «تماس بگیرید». می گوید «پیام بدهید»، متن را آماده می کند و تو کپی می کنی. پیگیری و یادآوری دقیقا همان است.
پیشینو به اینستاگرام وصل نیست. دایرکت هایت را نمی خواند، جواب نمی دهد و هیچ پیامی از طرف تو نمی فرستد. فقط یادت می اندازد کی سراغ چه کسی بروی و متن را آماده می کند. فرستادن با خود توست.
سخت ترین لحظه فروش این نیست که ندانی به چه کسی زنگ بزنی. این است که شماره جلویت باشد و ندانی جمله اول چه باشد. دکمه «به مشتری چی بگم؟» برای همان لحظه است.
یک توصیه کوتاه، یک متن پیشنهادی آماده کپی، و یک بخش «بر چه اساسی؟» که می گوید این حرف را از کجای پرونده همین مشتری در آورده.
به جای اینکه چیزی از خودش بسازد، یک سوال کوتاه می پرسد. جوابت ذخیره می شود و دیگر هیچ وقت همان سوال پرسیده نمی شود.
نه سوال کوتاه، هر کدام یک صفحه: چه می فروشی، مشتری هایت چه کسانی اند، و چه چیزی را هرگز نباید گفت. بدون اینها توصیه ها کلی و بی فایده می شوند.
هیچ پیامی را خودش نمی فرستد. متن را عوض می کنی یا دور می اندازی. کنار هر پیشنهاد دو دکمه هست تا بگویی به دردت خورد یا نه.
اسم، شماره، نام کاربری، لینک و ایمیل مشتری هیچ وقت فرستاده نمی شود. به جای اسم، کلمه «مشتری» می رود. داخل متن یادداشت ها هم شماره تلفن، نام کاربری، لینک، ایمیل و شماره های شبیه شماره کارت پاک می شوند، چه با ارقام فارسی نوشته شده باشند چه لاتین.
آنچه می رود، خلاصه بی نام پرونده است: وضعیت، میزان علاقه، چند بار تماس گرفته شده، چند روز گذشته، و خلاصه یادداشت ها بعد از پاک سازی. اگر پیشینو مطمئن نشود که همه چیز پاک شده، اصلا چیزی نمی فرستد و به تو می گوید یادداشت را ساده تر کنی.
این کار به یک سرویس هوش مصنوعی بیرونی سپرده می شود و ما درباره اینکه آن سرویس داده را کجا پردازش یا نگهداری می کند هیچ ادعایی نمی کنیم. اگر این برایت قابل قبول نیست، این یک دکمه است و زدنش اختیاری است: بقیه پیشینو بدون آن کامل کار می کند و هر وقت بخواهی برای حساب تو کامل خاموشش می کنیم.
پیشینو را از هیچ فروشگاهی دانلود نمی کنی. با یک لمس روی صفحه گوشیت می نشیند، آیکون خودش را می گیرد و بدون نوار آدرس مرورگر باز می شود.
اگر دکمه نصب را نمی بینی، یعنی مرورگرت این قابلیت را خودکار نشان نمی دهد. مرحله های بالا را دستی انجام بده، نتیجه اش دقیقا یکی است.
کوتاه جواب داده ایم. اگر سوالت اینجا نبود، بپرس.
یک صفحه دارد با اسم یک نفر و چند دکمه. همین. اگر کسی لازم شد آموزشت بدهد، یعنی ما کارمان را درست انجام نداده ایم.
لازم نیست. اولین مشتریت را کمتر از یک دقیقه بعد از ورود ثبت می کنی.
نه. فایلت را همان طور که هست بده. ستون ها هر ترتیبی داشته باشند، هدر داشته باشد یا نه، شماره ها با فاصله یا خط تیره یا ارقام فارسی نوشته شده باشند، خودش می فهمد و همه را یکدست می کند.
پیش فرض این است که پیشینو فقط پیش نویس بسازد و تو تاییدش کنی. اگر هم خودکارش کنی، سقف پیام هفتگی و ساعت سکوت شبانه سر جایشان هستند و هیچ اتوماسیونی نمی تواند دورشان بزند.
بعد از هر ثبت، دکمه برگردان می آید. هیچ کاری در پیشینو بی بازگشت نیست.
روی سرور خودمان، پشت نام کاربری و رمز خودت. هیچ کس جز تو به مشتری هایت دسترسی ندارد.
نه. دایرکت هایت را نمی خواند، جواب نمی دهد و هیچ پیامی نمی فرستد. مشتری اینستاگرامی را خودت ثبت می کنی (یا از خود اینستاگرام برایش می فرستی) و پیشینو پیگیری اش را یادت می اندازد و متن را آماده می کند. فرستادن با خود توست.
نه. اسم، شماره، نام کاربری، لینک و ایمیل هیچ وقت فرستاده نمی شود و به جای اسم کلمه «مشتری» می رود. داخل متن یادداشت ها هم شماره و نام کاربری و لینک پاک می شوند. اگر پیشینو مطمئن نشود که همه چیز پاک شده، اصلا چیزی نمی فرستد.
نه، داخل همان اشتراک است و سقف ماهانه و روزانه دارد تا هزینه از کنترل خارج نشود. اگر اصلا نخواهی اش، می گویی و برای حساب تو خاموش می شود.
پیشینو خودش سرویس پیامک نمی فروشد. اگر بخواهی پیام ها واقعا فرستاده شوند، باید یک سرویس پیامک ایرانی (مثل کاوه نگار یا ملی پیامک) بگیری و هزینه اش از حساب خودت کم می شود. بدون آن هم پیشینو کار می کند: متن را آماده می کند و خودت از گوشی خودت می فرستی.
پیشینو عمدا کوچک است. این فهرست برای این است که قبل از خرید بدانی چه چیزی را نباید از آن توقع داشته باشی، نه اینکه بعدا بفهمی.
پیشینو پول نمی گیرد و فاکتور رسمی صادر نمی کند. برای این کار به یک سامانه فروش یا حسابداری و یک درگاه پرداخت ایرانی نیاز داری. مبلغ فروش را در پیشینو فقط برای گزارش و پیگیری ثبت می کنی.
پیشینو خودش پیامک نمی فروشد. اگر بخواهی پیام ها خودکار فرستاده شوند، یک سرویس پیامک ایرانی می گیری و کلیدش را می دهی. بدون آن، پیشینو متن را آماده می کند و خودت از گوشی خودت می فرستی.
پیشینو نمی داند چه چیزی در انبارت هست و سفارش را به جایی نمی فرستد. اینها کار یک سامانه فروشگاهی یا انبارداری است.
پیشینو برای یک نفر ساخته شده: خود تو. نقش و سطح دسترسی و گزارش گیری از کارشناس ها ندارد. اگر تیم فروش داری، پیشینو ابزار درستی برایت نیست و بهتر است سراغ یک سی آر ام تیمی بروی.
پیشینو شماره را جلویت می گذارد و با یک لمس گوشی خودت زنگ می زند، ولی خودش مرکز تماس نیست و مکالمه را ضبط نمی کند.
پیشینو هیچ پیامی را از اینستاگرام یا پیام رسان ها نمی خواند و نمی فرستد. متن را آماده می کند و فرستادن با خود توست.
این اسم ها فقط نمونه هایی از بازار هستند که می شناسیم تا بدانی هر کمبود را از کجا می شود جبران کرد. مقایسه و انتخاب با خودت.
پیشینو برای همه ساخته نشده و این عمدی است.
درگاه پرداخت نداریم و عمدا هم نداریم. قبل از اینکه پولی بگیریم، چند دقیقه حرف می زنیم تا مطمئن شویم پیشینو واقعا به درد کار تو می خورد. اگر نخورد، همان جا صادقانه می گوییم.
همین یک آیدی، هم در تلگرام و هم در بله.
دمو یک حساب کامل با مشتری های فرضی است. می توانی همه دکمه ها را بزنی، چیزی خراب نمی شود.